اوستون اورونوف دلار سی هزار تومان!
به گزارش رصد ورزشی: ستاره ازبک وشاید گرانقیمتترین بازیکن پرسپولیس بازهم در ترکیب اصلی نبود و نگاهها در بدو ورود به میدان متوجه او بود. اوستون با کمی تاخیر وارد زمین شد، درحالیکه چهره دژمی داشت. مثل همه ستارههایی که فیکس بازی نمیکنند و روزشان به هم میریزد.
او برای بازی کردن در دربی 70 دقیقه صبر کرد...
اما اوستون حالا دیگر فقط با مدافعان حریف رقابت نمیکند. او این روزها باید با تصویری که خودش از گذشته ساخته هم بجنگد. بازیکنی که زمانی کافی بود توپ را در اختیار بگیرد تا بخشی از ورزشگاه منتظر اتفاقی ویژه بماند، حالا برای قرار گرفتن در ترکیب پرسپولیس باید چیزی بیشتر از تکنیک و سابقهاش ارائه کند.
این مهمترین بخش زندگی ورزشی او در سال 2026 است. اینکه مهدی تارتار ظاهراً نمیخواهد اورونوف را از تیم کنار بگذارد، بلکه میخواهد او را به همان بازیکنی تبدیل کند که برای تیمش لازم دارد.
شعار «اورونوف، اورونوف» در بازی با ملوان، این تصور را ایجاد کرد که سرمربی پرسپولیس تحت فشار سکوها ستاره ازبک را به زمین فرستاده است. اما حضور او در دربی 107 اثبات کرد سرمربی پرسپولیس واقعا به امید احیای این بازیکن دریبل زن است.مسئله دقیقاً همینجاست.
اورونوف باید دوباره به بازیکنی تبدیل شود که تارتار میخواهد، نه صرفاً بازیکنی که همه میدانند میتواند باشد.
نام اورونوف هنوز بزرگ است. کیفیت فنیاش هم محل بحث نیست. اما فوتبال در نهایت با گذشته بازیکن تصمیم نمیگیرد. آنچه امروز در زمین اتفاق میافتد، تعیین میکند چه کسی بازی کند و چه کسی روی نیمکت بنشیند.
اگر قرار بود صرفاً نامها ترکیب را انتخاب کنند، بسیاری از مربیان اصلاً نیازی به تمرین و آنالیز نداشتند.
تارتار در پرسپولیس ظاهراً از بازیکنان هجومی خود چیزی فراتر از حضور در حمله میخواهد. علی علیپور و سرگیف فقط برای تمام کردن حملات در زمین نیستند. مهدی محبی که یکی از مهرههای مهم پرسپولیس در فاز هجومی است، در زمان از دست رفتن توپ به عقب برمیگردد. بیفوما میتواند از حوالی دروازه خودی استارت بزند و چند ثانیه بعد در محوطه جریمه حریف دیده شود، اما وظایفش با پایان حمله تمام نمیشود. خدابندهلو هم نمونه دیگری از همین منطق است، بازیکنی که میتواند در حمله خطرناک باشد اما در دفاع هم از تیم جدا نمیشود.
پس چرا باید اورونوف از این قاعده معاف باشد؟
هیچکس نمیگوید ستاره بودن جرم است. مشکل از جایی آغاز میشود که ستاره بودن تبدیل به امتیازی برای کنار گذاشتن وظایف تیمی شود.
حتی در بالاترین سطح فوتبال جهان هم چنین امتیازی وجود ندارد. حتی وینیسیوس جونیور و کیلیان امباپه، با تمام کیفیتی که در حمله دارند، نمیتوانند خودشان را از ساختار دفاعی تیم جدا کنند. در فوتبال امروز، وینگر باید بعد از از دست رفتن توپ بخشی از همان سیستمی باشد که چند ثانیه قبل برای حمله ساخته شده بود.این موضوع برای پرسپولیس با سیستم 2-4-4 اهمیت بیشتری دارد. وقتی یکی از بازیکنان کناری در بازگشت دفاعی مشارکت نکند، فشار فقط روی یک نفر نمیافتد؛ شکل دفاعی کل تیم تغییر میکند و فضای بیشتری در اختیار حریف قرار میگیرد.
اورونوف هنوز فرصت دارد این بخش از بازیاش را دوباره پیدا کند. اتفاقاً بازی دادن تارتار به او در دربی و پیش از آن مقابل ملوان، میتواند نشانه همین فرصت باشد، نه نشانه بیاعتمادی مطلق.
اورونوف اگر دوباره همان بازیکنی شود که هم در حمله تفاوت ایجاد کند و هم در لحظه دفاع از تیم جدا نشود، جایی برایش در ترکیب پرسپولیس وجود خواهد داشت و تارتار هم دلیلی برای چشم پوشیدن از چنین بازیکنی ندارد.اما اگر قرار باشد او فقط به خاطر اورونوف بودن بازی کند، مسئله دیگر فنی نیست.
کریم باقری در واکنش به شعارهای هواداران گفته بود تیم باید مهمتر از بازیکن باشد و در دربی اورونوف دیگر آن جمعیت هواخواه بازی قبل را نداشت. این یک هشدار بود.
معنای واقعی ستاره بودن مسئولیت بیشتر است. البته که اورونوف هنوز ستاره است اما شاید فقط به واسطه تصویری مربوط به قهرمانی سه فصل پیش. آن روز دلار هم 30 هزار تومان بود!
0 دیدگاه