خواهر روی آب، برادر روی پیست؛ قرار خانوادگی در ناگویا

یکی با پارو و آب، دیگری با شمشیر و پیست؛ تانیا و طاها کارگرپور سال‌ها در دو مسیر کاملاً متفاوت ورزشی حرکت کردند، اما حالا در ناگویا به یک نقطه مشترک رسیده‌اند؛ دو خواهر و برادر از یک خانواده که هر کدام در رشته‌ای متفاوت، پیراهن تیم ملی ایران را بر تن کرده‌اند.
خواهر روی آب، برادر روی پیست؛ قرار خانوادگی در ناگویا

به گزارش رصدورزشی: در ورزش، گاهی یک خانواده فقط یک قهرمان ندارد؛ گاهی داستان موفقیت، در دو مسیر متفاوت و با دو رؤیای جداگانه شکل می‌گیرد. داستان تانیا و طاها کارگرپور هم از همین جنس است؛ خواهر و برادری که یکی قایقرانی را انتخاب کرد و دیگری سر از شمشیربازی درآورد، اما هر دو در نهایت به تیم ملی رسیدند و حالا در بازی‌های آسیایی ناگویا کنار یکدیگر حضور دارند.

 قصه تانیا از آب شروع شد

تانیا فعالیت ورزشی خود را از ژیمناستیک و سنگ‌نوردی آغاز کرد. مادرش از همان سال‌های کودکی او را با ورزش آشنا کرد، اما چند سال بعد یک کلاس قایقرانی، مسیر زندگی ورزشی دختر خانواده را تغییر داد.

مادر تانیا درباره شروع این مسیر می‌گوید: «کلاس چهارم ابتدایی بود که وارد قایقرانی شد. حتی پارو زدن برایش سنگین بود، اما کلاس‌ها را ادامه داد. شاید در ابتدا بیشتر برای آب‌بازی بود، ولی کم‌کم قایقرانی برایش جدی شد.»

تانیا خیلی زود استعداد خود را نشان داد و در مسابقات رشت بارها روی سکو رفت. با این حال، برای پیشرفت بیشتر به تمرینات جدی‌تری نیاز داشت؛ موضوعی که پای انزلی را به زندگی ورزشی او باز کرد.

مادرش برای تمرین‌ها و مسابقات، بارها مسیر رشت تا انزلی را طی می‌کرد: «برای تمرین و مسابقات جدی‌تر، حتی شده هر روز با هم به انزلی می‌رفتیم.»

در ادامه، تانیا با یک تصمیم مهم مواجه شد؛ ادامه مسیر تحصیلی با تمرکز بیشتر یا انتخاب ورزش حرفه‌ای. انتخاب او مشخص بود؛ آب و پارو.

مادرش می‌گوید: «تانیا بر سر یک دوراهی قرار گرفت؛ اینکه کلاس‌های درسی را جدی‌تر دنبال کند یا ورزش حرفه‌ای را انتخاب کند. او پارو زدن در آب را انتخاب کرد و ما هم حمایت کردیم.»

وقتی نوبت به طاها رسید

چند سال بعد، داستان ورزشی خانواده وارد فصل تازه‌ای شد. طاها، برادر کوچک‌تر تانیا، از کودکی فوتبال بازی می‌کرد و حتی مدتی دروازه‌بان بود، اما علاقه چندانی به ادامه این مسیر نداشت.

یک آزمون استعدادیابی، مسیر جدیدی را پیش روی او گذاشت. طاها در این آزمون در چند رشته امتیازهای خوبی به دست آورد؛ ابتدا والیبال و سپس شمشیربازی.

او برای مدتی چند رشته را همزمان دنبال می‌کرد، اما مادر خانواده برای اینکه پسرش یک مسیر مشخص را انتخاب کند، شرط جالبی گذاشت: «گفتم در هر رشته‌ای که اول ملی‌پوش شدی، باید باقی رشته‌ها را کنار بگذاری و همان را ادامه بدهی.»

اولین انتخاب طاها، شمشیربازی بود؛ انتخابی که حالا او را تا تیم ملی و بازی‌های آسیایی رسانده است.

 یک جمله که خستگی سال‌ها را از بین برد

شاید هیچ مدالی به اندازه لحظه‌ای که یک مادر می‌بیند هر دو فرزندش به تیم ملی رسیده‌اند، برای او ارزشمند نباشد.

مادر تانیا و طاها درباره لحظه‌ای که متوجه حضور هر دو فرزندش در بازی‌های آسیایی شد، می‌گوید: «وقتی هر دو گفتند بالاخره با تیم ملی داریم به بازی‌های آسیایی می‌رویم، خستگی همه این سال‌ها از تنم بیرون رفت. انگار همه رفت‌وآمدها جبران شد.»

با این حال، برای او نتیجه تنها بخش ماجرا نیست: «می‌خواهم نتیجه زحماتشان را بگیرند، حال خودشان خوب باشد و حس خوبی را تجربه کنند.»

 یک خانواده، دو میدان، یک پرچم

حالا تانیا و طاها هر کدام در محل اقامت تیم خود در ناگویا آماده مسابقه هستند؛ تانیا برای رقابت روی آب و طاها برای مبارزه روی پیست.

سال‌ها پیش، یکی از ژیمناستیک و سنگ‌نوردی به قایقرانی رسید و دیگری از فوتبال و والیبال عبور کرد تا شمشیربازی را انتخاب کند. مسیرشان جدا بود، اما مقصد یکی شد.

ناگویا برای خانواده کارگرپور فقط یک محل برگزاری مسابقات نیست؛ جایی است که دو مسیر متفاوت ورزشی به هم رسیده‌اند. خواهر روی آب، برادر روی پیست؛ اما هر دو با یک رؤیا و زیر یک پرچم: ایران.
 

آیا این خبر مفید بود؟

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بیان کنید

کپچا